فیثاغورث ، یکی از بنیانگذاران دانش غرب و نیز یکی از چهره های برجسته هندسه و ریاضیات در غرب است . در مورد زندگی و تعالیمش ناشناخته های بسیاری وجود داردو حتی نسبت به تاریخ تولد و مرگش ( 470 تا 569 قبل از میلاد) نیز بین تاریخ شناسان ، اختلاف نظر وجود دارد. آنچه اینک از اندیشه ها و افکار فیثاغورث می دانیم ، عمدتا از طریق پیروانش چون افلاطون و پلاتینوس (1) و نیز توسط تاریخ نگاران باستان نظیر بورفیری(2) ، بامیلتوس(3) و لارتیوس(4) به ثبت رسیده است، اما تقریبا می توان با قطعیت گفت که فیثاغورث، زمان زیادی را در مصر و بابل گذراند و در آنجا با فیلسوفان هم عصر خود به تفکر می نشست . تعالیم او در زمان حیاتش به شدت سری نگاه داشته می شد و تقریبا شکی نیست که وی ، فردی خارق العاده بوده است .
                                                                                                                             
اما یک سوال جالب برای ما این است که اگر فیثاغورث هم اکنون اینجا بود، در مورد ایده های جدید ما در باره جهان ، چه نظراتی داشت؟ بیایید فرض کنیم که فیثاغورث ، توسط یک ماشین زمان به سال 1374 خورشیدی آمده باشد تا به مطالعه پیشرفت های حاصل در طی 2500 سال گذشته در زمینه ریاضیات، موسیقی، فلسفه و علوم تجربی بپردازد . اکنون که ده سال ازآن تاریخ می گذرد، نشریه ما فرصتی پیدا کرده تا با او، مصاحبه ای را برگزار کند.
 
شهاب شعری مقدم – کارشناس ارشد فیزیک ———–
خب آقای فیثاغورث، نظر شما در باره تمدن مدرن امروزی ما چیست ؟ آیا این تمدن برایتان جالب است؟
البته ، اختراعات و فناوری های شما کاملا” چشمگیر و برخی از آنها شگفت انگیزند، اما زندگی شما، بسیار پرشتاب شده و به نظر می رسد که فرصتی برای تفکر و ژرف اندیشی یا گفت و گو و تعامل لازم با همدیگر را نداشته باشید. خب ، از اینها بگذریم . طبق قرار قبلی، موضوع صحبت ما، دیدگاه های علمی و ریاضی زمان ما بود وضعیت دیدگاه موجود در این حوزه
خوب شد یادآوری کردید. فکر می کنم سوال اول این باشد : به نظر شما، ماهیت مطالعات علمی و ریاضی امروز، نسبت به زمان شما چه تفاوتی کرده است؟
اجازه بدهید اول به تفاوت ها بپردازیم و بعد هم به مشابهت ها (که به نطر من ، حتی از موضوع اول هم جالب تر است ) . خب ، بیشترین تفاوت مربوط به آن چیزی است که در تمامی کتب علمی شما نیز به آن اشاره شده است و آن ، به رسمیت شناختن و پیروی کردن از شیوه ای است که شما آن را “روش علمی” نامیده اید . اینکه صحت هر چیزی باید توسط آزمایش، مورد محک قرار گیرد و “تفکر و اندیشه ورزی” را به تنهایی کاقی نمی داند. البته ما نیز در آن زمان به انجام آزمایش می پرداختیم . در زمان ما نیز ، رصدها و مشاهدات دقیقی از حرکات سیاره ای انجام می شد، اما در آن زمان ، آزمایش ها برای ما همانند امروز، تمام کننده تلقی نمی شدند . ….اما از طرفی، همانطور که بسیاری از مردم این زمان معتقدند، “معنا و مفهوم” از علم تجربی امروز ، خارج شده است. از این جهت ، علم شما هم مانند نظام اقتصاد سرمایه داری نوین شما شده که در آن ، پول درآوردن ، در اولویت است و کیفیت ، زیبایی، موفقیت و محبت ، همگی ثانویه هستند. به همین ترتیب در علم امروز نیز، “تولید واقعیت های علمی ” مهمترین چیز است . معنا، مفهوم و هدف زندگی و حس ارتباط با یک جهان زنده ، از صحته این بازی به بیرون رانده شده است
و اما شباهت ها؟
اولاً نکته جالبی که معمولا به آن بی توجهی می کنید آن است که بسیاری از دانشمندان بزرگ تمدن شما ، خود، انسانهایی معنویت گرا بوده اند. نیوتن چنین شخصی بود . مندل( پدر علم ژنتیک ) ، خود یک راهب بود. و بالاخره حتما جمله مشهور انیشتن را به خاطر دارید وقتی که گفت : “می خواهم اندیشه های خداوند را بدانم ، مابقی ، جزییات است “. ….. یک نکته جالب دیگر هم این است که اغلب نظریات جدید در فیزیک نیز، همانند دانش باطنی ، واقعیت جهان را کاملا متفاوت از آنچه در زندگی روزمره برزمین تجربه می کنیم ، می دانند. نسبیت و نظریه کوانتومی که پایه های فیزیک جدید را تشکیل می دهند، هر دو با آنچه از طریق حواس خود از جهان درک می کنیم ، کاملا در تضاد هستند ، اما صحت این نظریات را -هر چند که ممکن است کامل هم نباشند – نمی توان انکار کرد چرا که اگر این نظریه ها حداقل تا حدودی صحیح نبودند، در آن صورت، دستگاه هایی نظیر ترانزیستورها ، دستگاه های پخش CD ، لیزر، نیروگاههای هسته ای و … هیچگاه کار نمی کردند. و بالاخره حتما می دانید که بسیاری از ریاضیدانان و فیزیکدانان معاصر نیز، صحت یک نظریه ریاضی را وابسته به کیفیت های فرامنطقی آن نیز می دانند(نظیر زیبایی) . به عبارتی حتی در علم نیز ، شناخت منطقی، تنها زیر مجموعه ای از شناخت هستی را در بر می گیرد، اما “شناخت” نمی تواند صرفا به “شناخت منطقی” منحصر باشد (گودل نیز همین امر را به لحاظ ریاضی و توسط ریاضیات ، اثبات کرد).

دانلود و مشاهده نسخه اصلی

دانلود نسخه دست نویس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *