برگزیده ها

آغازیه

زندگی آنچنان پویا ، پیچیده و زیباست که رنجهایش انسان افکن و نابود ساز نمی توانند باشند ، گر چه هر روزناظر بر افتادن و از پای در آمدن انسانهایی هستیم . آنچه در بالا بدان گذر شد دستاویزی تراویده از مغز بود که خود حاصل تجربه ها و چکیده زندگی های بسیار است.غرض از بیان بالا ، بیان آغاز هر چیز به بهانه آوردن نیست،بلکه جمع بست تجارب است که در پیامد کلام و گفتار بدان روی خواهیم نمود.   اینک با این کاغذ،این قلم،زیر نور کم که به کورسوی می ماند و آزارده چشم وناتوان کننده آنست ،می کوشم تا با مهمیز اندیشه بر اسب چموش پراکندگی ذهن و آشوب ان غلبه کنم و رشته اصل گفتار را بر ورق نگارم.                                                                                   

ادامه مطلب »

گفتگو با یکی از همفکران فیثاغورس : در حاشیه بازگشت فیثاغورث به زمان حال !

اشاره: چندی پیش خبر نابغه دروغین و مسائل مربوط به آن ، از نظر خوانندگان گرامی گذشت. اشاره کردیم که در فقدان نهادهای متولی امور علمی، چگونه یک خبر جعلی می تواند با وسعت کم نظیری اذهان مردم را به بازی بگیرد. اما این ، تنها یک روی یک سکه است . عدم توجه و کارکرد نهادها می تواند باعث آن شود که مطالب و مسائل جدی زمینه های علمی نیز، به طرز دردناکی امکان عرضه نیابد و مجهور بماند. مطلب حاضرنیز دارای نکات ظریف و قابل توجه علمی است که اساتید بزرگی در رشته ریاضیات آن را قابل عرضه و جالب دانسته اند. اما از آنجا که نویسنده آن امکان عرضه جدی آن را نیافته است ، به ترفند طنز و مطایبه دست یازیده که این خوش ذوقی به جذابیت مطلب افزوده است. جای ذکر است که پرویز شهریاری استاد گرانقدر ریاضیات در یادداشتی در تایید این مطلب نوشته است، “این دیدگاه می تواند سرآغاز مناظره تازه ای در ریاضیات باشد”.    

ادامه مطلب »

دفاع میثراگوراس از اندیشه فیثاغورس

  اشاره: نخستین شماره همشهری در سال گذشته در صفحه علمی، فرهنگی حاوی گفتگویی خیالی ، نیمه جدی و نیمه طنز بود با آپولونیوس یکی از همفکران فیثاغورث که به همراه فیثاغورث برای طرح نظریه خود – سیستم دیاگرامیک – به عالم زندگی بازگشته بود. استاد پرویز شهریاری آن نوشته آقای سعید افشار را قابل توجه دانسته و پیش بینی کرده بود که شاید سرآغاز مناظره تازه ای باشد. چندی پس از چاپ آن مطلب نوشته ای در پاسخ به آن از سوی آقای حسین غفاری ، به روزنامه رسید . با توجه به پیچیدگی مطلب نخست ، گمان نمی کردیم که پاسخی بدان برسد.اما به همان زبان ، نگاه دیگری به موضوع شده است که خواندن آن را دلچسب می نماید.                                                                                     

ادامه مطلب »

گفت و شنودی با فیثاغورس : همه چیز از اعداد ساخته شده است

فیثاغورث ، یکی از بنیانگذاران دانش غرب و نیز یکی از چهره های برجسته هندسه و ریاضیات در غرب است . در مورد زندگی و تعالیمش ناشناخته های بسیاری وجود داردو حتی نسبت به تاریخ تولد و مرگش ( 470 تا 569 قبل از میلاد) نیز بین تاریخ شناسان ، اختلاف نظر وجود دارد. آنچه اینک از اندیشه ها و افکار فیثاغورث می دانیم ، عمدتا از طریق پیروانش چون افلاطون و پلاتینوس (1) و نیز توسط تاریخ نگاران باستان نظیر بورفیری(2) ، بامیلتوس(3) و لارتیوس(4) به ثبت رسیده است، اما تقریبا می توان با قطعیت گفت که فیثاغورث، زمان زیادی را در مصر و بابل گذراند و در آنجا با فیلسوفان هم عصر خود به تفکر می نشست . تعالیم او در زمان حیاتش به شدت سری نگاه داشته می شد و تقریبا شکی نیست که وی ، فردی خارق العاده بوده است .                                      

ادامه مطلب »

رابطه اختیار انسان و اصل علیت

آنچه که علیت را هویت می بخشد و بدان اقتدار و مشروعیت می دهد یا حتی زورمندیه شناختی فرا می دهد – اعطا می کند- تا آن – چونان یک مقوله جدی – هم باشد ، هم به حساب آورده شود و هم احساس شود ، به گونه ای که ما نتوانیم آن را به کلی انکار کنیم یا دست کم بر روی اینکه آن ماهیتی ذهنی یا عینی دارد شک وارد کنیم خود علیت و دامنه و بُرد گسترده آن بوده و هست . این را هم کانت و هم ملاصدرا متوجه شده و آگاهانه یا ناآگاهانه نبز آن را در کار آورده اند.                                                                                                                       

ادامه مطلب »

اثبات حالت خاص قضیه آخر فرما

ثابت می کنیم که معادله x^n + y^n = z^n برای و n  زوج، در مجموعه اعداد طبیعی دارای جوابی به صورت (a,b,c) که در آن a,b اعداد فرد و c  عدد زوج باشد ، نیست. همچنین نشان می دهیم که  معادله  برای دارای جوابی به صورت (a,b,c) که حداقل a  یا b یا c  برابر با 1 باشد در ، دارای جواب نیست.                                                                                                                                                                                                        

ادامه مطلب »

آخرین نوشتار و مقالات

ثرانمائیکا
در واقع این نخستین چیزهایی است که در این دفتر یادداشت می شود . تصمیم چنین گرفته ام که این دفتر را به کار "قضیه ثرانمائیکا " ویژسته کنم و گزارشهایی را که در رابطه با آن بایسته است در اینجا بنویسم تا چگونگی کار بر آن دارای شناسنامه ای ویژسته به خود باشد . بیائید فرض کنید که دهکده ای هست که در ان 120 خانوار می زییند ، و هر خانوار میانگین جمعیتی برابر با 5 نفر دارد . همچنین این دهکده یک آرایشگر -یا آن چنانکه روستاییان می نامند: سلمانی – داشته باشد که ویژۀ مردان است .
ادامه مطلب
آینه
کسانی که در میدانی پشت پادشاهی را به خاک آورده باشند ، توان زندگی او را نگذاشته اند . با این وجود این کسان کم نیستند و همین کسان همیشه به چهره قهرمان در چشم و مغزها و زبان و گفتار مردمان ستمدیده جای گرفته و ماندگار شده اند ، نمونگرِ ستمها و پایمردیها بوده و شده اند .
ادامه مطلب
سبزستان
در پایین پای زرد کوه تا چشم کار می کرد تپه ها ،دره ها ،کوهپایه وبیابانهایی بود که آب و گیاهی در آنها به هم نمی رسید. خاکِ همیشه لُخت و گندمگونِ آن ، سینۀ سوخته ای،ازتشنگی و تنهایی داشت. تپه ها همچون دره ها ، و بیابانها همانند کوهپایه ها، از بامداد تا شامگاه خمیازه می کشیدند و آرزوی زنگ زدۀ آب را در سینۀ پر اندوهشان با خود می داشتند. تنها تلاششان نگاهی افسرده و حسرت بار به بالای سرشان ؛ آسمان سترون بود. تپه های چُرتزده ، غروب که می شد خسته و یکنواخت به خواب می رفتند . 
ادامه مطلب
شهر من
شادی از آنجا می روید که سرمای زندگی در زمستانهای سخت فرو نشیند و آدمی را، امکان دمی آسودن و از فرازی نگریستن باشد.این فراز را هرچه باشد برای هر کس،بسته به پیشرفت در نهفته های مغزش متفاوت است.کافی است او نهفته ای را بیابد،روی آن بایستاد دورش خط بکشد و فراز و فرازه هایش بسازد.
ادامه مطلب
سرزمین من
برف می بارد // برف می بارد // ریزه، ریزه // آرام، آرام // برف می بارد  // به رویِ // خاک و سنگ // به َبرِ سینۀ خاکِ دلتنگ // سرزمینِ جنگ // به رویِ خارزاری پر از ننگ // برف می بارد.
ادامه مطلب
رهایش
از باد پرسیدند: به کجا می روی؟ // گفت: میروم تا باد باشد . // به آب گفتند: تو کجا ؟ // گفت میروم تا آب باشد. // که آب اگر باشد ، زندگانی نیز هست. // پرنده را گفتند : تُرا چه می شود؟ // گفت: شوق پرواز به سرم درفتاده ست باز. // شورِ اینجا – نبودنم هوس است . // و من سنگ بودم سنگ . // چرا که ایستاده بودم و می نیوشیدم . // و اندیشان که سالهای محکومیتم چند است . // و می شمردم سالهای پیموده را با تسبیح .
ادامه مطلب

نوشتار آینده

نمایشنامه ای به نام فروغ
بیشتر بدانید
نمایشنامه ای به نام بزرگمهر
بیشتر بدانید