رهایش
از باد پرسیدند: به کجا می روی؟ گفت: میروم تا باد باشد . به آب گفتند: تو کجا ؟ گفت میروم تا آب باشد. که آب اگر باشد، زندگانی نیز هست. پرنده را گفتند: تُرا چه می شود؟ گفت: شوق پرواز به سرم درفتاده ست باز. شورِ اینجا – نبودنم هوس است. و من سنگ بودم سنگ. چرا که ایستاده بودم و می نیوشیدم. و اندیشان که سالهای محکومیتم چند است. و می شمردم سالهای پیموده را با تسبیح . دانلود و مشاهده نسخه اصلی